خدایا تا به کی ساکت نشینیم
به چشم تر فقط غارت ببینیم
چرا مخلوق طمــاع آفریدی
مگر ما پـای مالان را ندیدی
چه را گویم که خود بـهتر بدانی
خودت آگه از این نامردمـانی
ولـی دیباچه ی دل را کنم باز
که با سوزم کنار آیم بدین ساز
ز بی انصافی اهل آباده
کسی را مادر گیتی نزاده
همه رنـد و دغل بازند و پستند
چوگرگان وحشی و خون ریز هستند
به دوران بــار ها از ما ربودند
سند ها و سپس از دل سرودند
در اقلید اجنبی ها پیش دستند
که مسئـولان به خواب خویش هستند
تسلـط یافتند این قوم تاتار
بر اقلید و شدند آمـاده ی کار
ز سیمان سازی و سیلوی گـندم
بود در پیش دزدی هایشـان گم
فتادند آتشی بــی چوب و هیمه
در اقلـیـد و بدزدیدند بیمــه
و یا از بانک پست سـرپرستی
ستادند این دد و دیوان به پستــی
ربودند و ربودند و ربـودند
دریغا چون مدیران خـواب بودند
ز اسراییل آن ها خــط گرفتند
از آنان نیز هم سبـقت گرفتند
به غصـب وغارت آن ها بیش هستند
بدین بابت همیشه سست هســتند
چرا کـــه خسرو و شیرین ما را
طمـع دارند این دزدان خدا را
همـی ترسیم این را هم بگیرند
خداوندا تو کاری کن بمیرند
همی ترسیم روزی روزگـاری
کنند از کوه بـــل هم خواستگاری
صغاد الاسود و هم کار خــانه
کنند اینان تصاحب بی بهانه
تو کاری کن که دستـت پیش دست است
ید الله فوق بــرهر آن چه دست است
شاعر : -
منبع : eghlidi.blogfa.com
گردآورنده : اقلید نیوز